هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

407

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

انحرافها و كج‌رويها بگذارند قرار داشت ولى گوش شنوايى نبود و كسى به آنها توجهى نمىكرد و هشدارهايشان را وقعى نمىگذاشت تا اينكه صداى ابو ذر بلندى گرفت و سر تا سر دولت را در بر گرفت كه مىگفت : به خدا سوگند كه من مىبينم حق لگدمال مىشود و باطل رخ مىنمايد و راستان را تكذيب مىكنند و خود خواهيهاى تهى از تقوا بازار دارد و نيكان را به مؤاخذه مىكشند . پاسخ او ضرب و شتم و تبعيد بود . مورخين روايت مىكنند كه از جمله علل برآشفتن خشم عثمان نسبت به ابو ذر اضافه بر اظهارات او و قيامش عليه باطل و رهروان آن ، اين بود كه او وقتى به مروان - بن الحكم و جز او از بنى العاص و بنى اميه اموالى از بيت المال بخشيد و به زيد بن ثابت نيز چيزى از آن اختصاص داد ابو ذر برآشفت و هر جا گروهى مردم مىديد بر زبان مىآورد : بشر الكافرين به عذاب اليم و نيز اين آيه را بر مىخواند : « وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ » ( آنهايى را كه طلا و نقره را انبان مىكنند و در راه خدا انفاق نمىكنند به عذاب سختى بشارت ده ) عثمان يكى از فرستادگانش را نزد وى گسيل داشت و از او خواست كه ساكت شود و اين چنين كارهايى را تكرار نكند . ابو ذر رحمة اللّه عليه به او گفت : آيا عثمان مرا از خواندن آيات قرآن و سرزنش كسى كه فرمان خدا را ترك كند ، نهى مىكند به خدا قسم كه راضى كردن خدا در ازاى خشم عثمان بر من از خشم خدا و به ازاى خشنودى عثمان از من برايم بهتر و خوشتر است و نسبت به برخورد خويش با او و خاندانش اصرار ورزيد . اين پاسخ ، عثمان را بخشم آورد و در اين انديشه شد كه با او چه كند و فكر كرد كه اگر او را بقتل رساند يا زندانى كند كار بيخ پيدا مىكند و به ديگر صحابه نيز سرايت مىكند و آن وقت نمىتوان از آن پيش گرفت و در عين حال نمىتوانست او را در مدينه باقى گذارد زيرا چه بسا اوضاع را عليه او به وخامت مىكشاند بنابراين او را فراخواند و گفت : تو من و اطرافيانم را خيلى اذيت كرده‌اى از من دور شو و به شام برو و او را به شام فرستاد تا زير كنترل معاويه باشد و به او ( معاويه ) نيز سفارش كرد كه به شدت مراقبش باشد و همه كارهايش را زير نظر بگيرد . ابو ذر در شام نيز حيف و ميل و ولخرجيهاى معاويه را بباد سرزنش گرفت . معاويه [ بعنوان حق السكوت ] سيصد دينار برايش فرستاد . به فرستاده گفت : اگر اين پولها بابت مبلغى است كه امسال از من دريغ داشته بودند مىپذيرم ولى اگر باج باشد من نيازى به آنها ندارم و پول را بازگرداند . « ابن الاثير » روايت مىكند كه مبلغ ارسالى هزار دينار بود و ابو ذر در صبح همان